اي مطرب ما بنواز آن چنگ ،شجاعانه كان واعظ دين آيد ، امروز به ميخانه
ميِ نوشم آغوشم شيرين لب شوكت پوش او شمع و من از شورش ديوانه چو پروانه
شوريده دل و مجنون گرديده و مي گردد هر كس كه كمي نوشد زين باده ي مستانه
ساقي دو سه جام آور ، از بهر من و دلبر زان باده و زان ساغر ، بر بيدل ديوانه
ليلي تو بدان زلفت ما را بكشي آخر مي ميرم و مي پوسم ،زين جرم لطيفانه
در خمره ي ما دائم ، دركش قدحي منعم كاين گونه روم تا عرش، دلداده و مستانه
